Home / sinakh531

sinakh531

سلام من نمی دونم چند سالم هست . هیچی هم نیستم یا بهتره بگم نمی گم کی ام !!! خودتون باید ببویید نه من بگویم فکر کنم آرانشیسم ایرانی نباشم ولی در حد بینل شاید

story of maria : I AM SORRY متاسفم — خلاصه ی داستان – چرا ها ؟

به نام خدا داستان از خود ساخته ی STORY OF MARIA دیگر ادامه پیدا نخواهد کرد .  طبق اشفتگی هایی که برای خودم و به دنبال آن ذهنم ایجاد شد دیگر نتوانستم این داستان را ادامه دهم . این داستان را برای کسانی که دنبال می کردند بسیار شیرین بوده است . اما حال که دیگر ادامه ای از آن وجود نخواهد داشت شرحی کلی از داستان در این جا ذکر می شود    سرآغاز تا پایان  در ابتدا اغاز این داستان از ویکی پدیا و این خبر بود  ( برای سال هاست که دکتر هو  در تلویزیون بریتانیا موفق …

Read More »

Memories : of a crazy person

به نام خدا  این داستان نوعی نقش آفرینی چند جانبه از طرف خواننده را به ارمغان خواهد آورد در بخش اول انتخاب هایی به خواننده داده می شود که در روند داستان تاثیر آنچنانی ندارند ، یا اینگونه جلوه می کنند . تصمیم با خود شماست در قسمت یک این داستان یک انتخاب به شما داده می شود ولی در آینده انتخاب های بیشتری خواهید داشت .    (زندگی یک دیوانه) دنیا می خواد بر ما بتازه ولی این که ما بهش اجازه بدیم یا نه یک چیز کاملا متفاوت هست . این که با خدا باشیم و نباشیم هم …

Read More »

story of maria – 3 – Insolvency( درماندگی)

صد سال پیش ، زمانی که همه چیز به گونه ای خاص در آرامش بود و سکوت معنا داری بر جامعه حاکم بود . سکوتی که همه آن را آرامش قبل از طوفان صدا خواهند کرد . پرفسور در نهایت به چیزی که دنبالش بود رسید . با خود می گفت ، حالا می تونم کل دنیا رو دگرگون کنم ولی چطور ؟ چطور به قدرت این کشف خود دست پیدا کنم ؟ کسی که خود را در این راه فدا کند . آخرین جمله ی خود را با صدای بلندی گفته بود و همراه بی خبر از همه جا …

Read More »

story of maria – 2 – Start

از خواب وحشت آوری که داشت می دید بیدار شد . تمام بدنش عرق کرده بود و احساس تشنگی بسیار امانش را بریده بود . و در همان حال در فکر های تکراریش غرق شد ، چیزی که زندگی اش را به چالش بکشد و تغییری اساسی در گذر ثانیه های مرده اش حس کند . مادرش صدایش می زد ، ساعت ۸:۳۰ شده بود و باید هرچه سریع تر به مدرسه می رفت . ماریا خیلی سریع آماده شد و بدون توجه به هیچ چیز به سمت در خروجی حرکت کرد . مادرش با صدایی مهربان گفت حداقل کمی …

Read More »

story of maria – 1 – End Battle

سکوت همه جا را فرا گرفته بود هیچ چیزی جز آن پسر در مقابلش قرار نداشت چیزی از درونش بی قراری می کرد به اندازه که حس می کرد در حال مردن است . ماریا گفت تو از من چه می خواهی ؟ جوابی شنید که اصلا انتظارش را  نمی کشید ، من کسی هستم که همه ی شما را نابود خواهد کرد . آماده ی مرگ شو . دوباره همان اتفاقات تکرار شد ، خنده ای بجای صورت ترسیده ماریا آشکار شد و صدایی مهیب شنیده شد اینبار ماریا حتی نمی توانست حرف بزند تمام اختیارش را آیرا تصاحب …

Read More »

the pain

زندگی چیست ؟ می توان آن را نابود کرد ؟ آخر چه کسی است که زندگی شیرین خود را از بین ببرد ؟ شاید این فکر شما باشد ، ولی کسانی هستند که آرزو دارند قلب خود را از سینه بیرون بکشند تا زندگی ننگینشان به پایان برسد . آری ، کسانی که درد واقعی را تجربه کرده اند ، این نظر را دارند . حال بیایید درد را ، در گران بهای زندگی را بشناسیم . آیا در این راه خواهیم فهمید دلیل این آرزو چیست ؟ هر روز صبح از خواب بیدار می شوم . من می درخشم. …

Read More »

نقد انیمه ی Aldnoah.Zero

((واقعا دوست داشتنی هس . مهم نیس چند بار بهش نگاه کنی . هر بار از زیباییش قلبم به حرکت در میاد . )) اینا چی هستن ؟ چه ربطی به موضوع دارن ؟ همه چیز و میگم از سیر تا پیاز ماجرا و حالا نقد انیمه زیبا و خاطره انگیز آلدواح زیرو جملاتی که در بالا خواندید وصف دختری است از زمین، زمینی که زادگاهش است اما تا به حال آنجا را ندیده . کسانی که وقتی زمین را ترک کردند برای پیدا کردن محل حیات جدیدی، به مریخ رسیدند . یکی این افراد قدرتی باورنکردی را جست که …

Read More »
%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A