Home / نقد / نقد انیمیشن / انیمیشن Coco

انیمیشن Coco

سمفونی مردگان

اگر دو انیمیشنی که در سال ۲۰۱۷ توسط استدیو خلاق پیکسار ساخته شده (ماشین ها ۳ و کوکو) را کنار بگذاریم و به آثار دیگر نگاه کنیم تقریبا اثری وجود ندارد که بشود از آن به عنوان یک اثر درست و حسابی دفاع کرد اما استدیو پیکسار که همچنان بنظرم با تمام فراز و فرود هایش بهترین استدیو انیمیشن جهان است آبروی انیمیشن را در سالی که آثار کم فروغی وجود داشت حفظ کرد اول با انیمیشن ماشین های ۳ که اثری به اندازه و قابل دفاع بود و حالا با کوکو که اثر درخشانی است و مخاطب را کمی یاد روز هایی می اندازد که در این استدیو تنها شاهکارهای تکرار نشدنی ساخته میشد.

لی آنکریچ که سال هاست در استدیو پیکسار مشغول به فعالیت بوده و در بسیاری از آثار بزرگ پیکسار شرکت داشته و در اولین تجربه کارگردانی اش هم داستان اسباب بازی های ۳ را ساخته در کوکو معجونی از نور و رنگ را به مخاطب عرضه میکند که چنان حظ بصری بینظیری به مخاطب میدهد که تا دقایق آخر مسحور تصاویر آن خواهیم شد. آنکریچ اینبار نه در دنیایی اسباب بازی ها بلکه در دنیای مردگان می درخشد.

 داستان از یک روز خاص در فرهنگ مکزیکی آمده به نام روز مردگان ، زمانی که پسری به نام میگوئل تصمیم میگیرد که در آن روز سنت شکنی کند و بر خلاف میل خانواده اش به  دنبال علاقه اش به موسیقی برود و این دلیلی برای ورود او به دنیای مردگان می شود اینجاست که میگوئل نیاکان خود را ملاقات میکند و در ادامه سفرش در سرزمین مردگان میفهمد که چیز هایی وجود دارد که بیش از موسیقی مهم است.

همواره مانند بسیاری از آثار پیکسار خانواده از مهم ترین ارکان انیمیشن است که البته با پرداختی جدید و جذاب ارائه شده ، باید به این نکته اشاره کرد امروزه جنگ پرداخت ها در سینماست هر پیامی که لازم بوده در سینما گفته شده و اینجاست که چه گفتن ها رنگ میبازد و چگونه گفتن است که مهم می شود و درواقع سازندگان باید بتوانند همان مفاهیمی که بارها گفته شده از نگاهی نوع و با پرداختی جدید به مخاطب عرضه کنند ، چیزی که استدیویی مانند پیکسار در آن استاد است.

در مورد داستان و نماد پردازی های آن و مفاهیمی که در لایه های دیگر اثر وجود دارد می شود صحبت بسیار کرد مثل روح های راهنما که حیوانات هستند که از سنت های گذشته ی مایاها و قبیله های سرخپوستی آمده ماننده آنچه که در انیمیشن خرس بردار هم وجود داشت یا مرگی که اسکلت ها بعد از آنکه فراموش میشوند و به جهانی دیگر میروند و یا…. که میشود در مورد آن ها صفحه ها نوشت که البته جایش در این نقد نیست اما لازم بود اشاره ای کلی به آن کنم تا دقت نویسندگان در فیلمنامه اثر و نماد پردازی ها دیده شود.

اما در طراحی نیز کوکو بسیار درخشان عمل میکند دنیای مردگان که ریشه های نیمه ویکتوریایی و نیمه مدرن در آن دیده میشود با جزئیات بسیار بالا به تصویر کشیده شده به گفته سازندگان ۷ میلیون لامپ برای این انیمیشن با برنامه نویسی خاص ساخته شده و نور پردازی ای که در این انیمیشن وجود دارد  بی سابقه بوده  و البته  طراحی اسکلت ها کار بسیار دشواری بوده و انیمیت های آن بسیار دشوار تر معمولا ساخت نمونه های انسانی کار سختی است که در انیمیشن های کامپیوتری مشکل دو چندان هم میشود  که نمونه ی درخشان این طراحی ها را استدیوی پیکسار در شگفت انگیزان انجام داده و البته چالش در کوکو بسیار بیشتر هم بوده چون رفرنسی از حرکت اسکلت ها وجود ندارد که طراح ها بر اساس آن ها مدل ها را انیمیت کنند و اینجاست که کار تیم انیماتور ها بسیار سخت میشود همانطور که دنیل آریاگا  طراح شخصیت های انیمیشن کوکو به این موضوع اشاره کرده که ساخت مدل و حرکت دادن این اسکلت ها کار بسیار دشواری بوده و یک چالش بزرگ برای استدیویی پیکسار، نکته ی دیگر، طراحی شاد و دوست داشتنی محیط و اسکلت ها بوده که مخاطب کم سن و سال را پس نمیزند و با اینکه اکثر انیمیشن  در جهان مرگان و پر از اسکلت جریان دارد که این ها میتوانند خیلی راحت ترسناک جلوه کنند با این حال سازندگان  قسمت سخت ماجرا را انتخاب کردند و به جای آنکه مسیر راحت ترسناک و تاریک بودن را انتخاب کنند یک سمفونی از نور و رنگ به راه انداختند که هر مخاطبی را جذب خود میکند کاری که تیم برتون نیز در انیمیشن عروس مرده انجام داده هرچند که برتون در یک پارادوکس جذاب دنیای مردگان را روشن تر و شاد تر نشان میدهد با این حال لی آنکریچ هر دو دنیا را به موازات هم جذاب نشان میدهد از طرفی شاداب ماندن همان مردگان نیز به به میزانی است که زنده ها به فکر آن ها باشند و این مفهوم که نباید نیاکان خود را فراموش کرد به خودی خود جذاب است و یک ادای احترام درست و حسابی به گذشتگان با این حال جا دارد به موسیقی اثر هم اشاره کرد که از المان های اصلی داستان است و راهی به دنیایی مردگان ، میگوئل که به دنبال هدفش میرود و حتی رو در روی خانواده می ایستد تا به عشقش که موسیقی است برسد با این حال کشفی که میگوئل در پایان میکند از یک اصول اخلاقی درست می آید که هرچند هر انسان برای کاری ساخته شده و باید به دنبال هدفش برود  با این حال اولویت بندی باید انجام بگیرد و آن اولویت در درجه ی اول خانواده و احترام به اجداد است که اصالت یک انسان به پشتوانه ی آن هاست در نهایت چیزی که شخصیت هکتور را نجات میدهد موسیقی نیست بلکه خانواده است اما نکته ی جالب آنکه راه به یاد آوردن و گره گشایی نیز با همان موسیقی انجام میشود زمانی که میگوئل برای کوکو مینوازد تا پدر را به یاد آورد و اینگونه است که تمام جزئیات به هم وصل میشوند و با چنین اثر درخشانی مواجه میشویم زمانی که موسیقی نواخته میشود تا خانواده به هم نزدیک شوند اما موسیقی تنها وسیله است و اولویت اول همان خانواده با این حال ارزش هدف را نیز کارگردان در نظر میگیرد. جا دارد که اضافه کرد قطعه های موسیقی نیز بسیار روی اثر نشستند و موسیقی متن اثر توسط مایکل جیاچینو با ترکیب تصاویر و آن نور پردازی ها درخشان تجربه ای رویا گونه از یک فانتزی موزیکال جذاب است.

در نهایت باید گفت کوکو یک اثر خوش ساخت و بزرگ است و بعد از ساخت انیمیشن درون و برون که بسیار قابل احترام و درخشان است و جزو بهترین انیمیشن های چند سال اخیر کوکو نیز ثابت میکند که استدیوی پیکسار دوباره به سمت قله هایی میرود که پیش از این آن ها را فتح کرده بود.

نویسنده: محمدعلی مترنم

About muhammad

انیمیشن پلی به دنیای تخیل است ورای حیطه ی منطق و زبان

Check Also

انیمیشن Tower

بی شک در عصر طلایی سینمای داستانی قرار نداریم و فیلم ها و انیمیشن ها …

One comment

  1. واقعا انیمیشن جذابی بود. من بخ شخصه خیلی ازش لذت بردم مخصوصا به بخش های موسیقیش که منو خیلی جذب خودش کرد. همین دیشب که این نقد رو دیدم سریع رفتم انیمیشنش رو دانلود کردم و واقعا خوشحالم از اینکه دانلودش کردم و دیدم. به دوستان پیشنهاد میدم که حتما این انیمیشن رو ببینن و به هیچ وجه از دستش ندن.
    با تشکر از منتقد برای این نقد زیبا🌹

پاسخ دهید

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A