Home / نقد / نقد انیمه / انیمه Bongou stray dogs

انیمه Bongou stray dogs

وقتی داریم از سگ های ولگرد ادبی حرف میزنیم از چه حرف میزنیم ؟ برترین انیمه سال های ۲۰۱۵ و بهاره ۲۰۱۶ ! انیمه که از مانگایی که از لایت ناول هایی برگرفته شده بود ، ساخته شد ! و باید بگم بیشتر جذابیتش در نام های شخصیت ها و کتاب هایشان است ! میتوانید این موضوع را بخش آخر : دیگر انسان نیستم بخوانید .

نام :

اولین مورد درباره ی سگ های ولگرد ادبی خود سگ های ولگرد ادبی است ! در حالی که در اسم انیمه توسط استودیو ترجمه شده بود ؛ نام سگ های ولگرد بانگو بود ! اما بانگو یعنی چه ؟ بانگو دو معنی میدهد : تماما یا کاملا که صفت یا نام منصوف را پوشش میدهد که یعنی سگ های کاملا ولگرد ! و دیگر معنی : بونگو یا بانگو لقب نویسنده های بزرگ ژاپن است ! برای پی بردن به این مطلب دیگر انسان نیستم را بخوانید !

داستان :

در انیمه نمیتوانید دقیقا مطین باشید چه زمانی است ! حال و زمان ( منظور بک گراند ) بشتر شبیه سال ۱۹۹۰ – ۱۹۸۰ است اما باور ساختمان های عظیم و هواپیما در سال های ۱۹۹۰ واقعا سخت است ! همان بهتر که ۲۰۱۵ خیال کنیم .

روند داستان اینطوری شروع میشود : آتسوشی پسری اخراج شده از یتیم خونه کنار یه رود ( چه داستانی هم داره این رود ! ) مردد بین خودکشی و دزدیه ، در همین گیر و کش دو تا پا رو میبنه که از آب زدن بیرون ! ( حتما به خودش گفته چه مرد بی ادبی ) آتسوشی اون مردی رو نجات میده  و اون مرد کسی نیست بجز اوسامو دازای !

شخصیت ها :

اوسامو دازای

دازای در نگاه اول شاید تا حدودی آدم کودن و شادی بنظر برسد اما در حقیقت دازای در حال مخفی کردن غم هایش است ، او دوستی را در زمان فرماندهی مافیای بندر از دست داد و همین موجب به آژانس آمدنش شد.

او کسی است که آتسوشی را از جهنم درونش نجات میدهد و همینطور کسی است که آکتاگاوا را تعلیم میداد . دازای قاتلی بی رحم است ، او عاشق خودکشی ست هر چند که هیچکدام موفق نشدند . کتابش دیگر انسان نیستم است .

آتسوشی پسری فلک زده و در انتظار مرگ ! آتسوشی همیشه میخواهد با مرگش همانند یه یک انسان نام برده شود ، میخواهد با مردن حق انسان بودن را داشته باشد مانند شخصیت هیستوریا در انیمه حمله به غول فصل دو . کتابش ببر زیر ماه است .

ریونوسکه آکتاگاوا

آکتاگاوا از سه قدرت برتر مافیای بندر است ،کتابش راشامون به او اجازه کشتاری عظیم میدهد .

او شاگرد سابق دازای است ، مانند آتسوشی او حاضر است بمیرد تا تایید استادش را بگیرد .

ناکاهارا چویا

چویا قوی ترین مهره مافیاست ، حداقل تا زمانی که دازای بود . کتابش جاذبه است که به او اجازه میدهد بر خلاف جاذبه عمل کند اما در حقیقت این سطح کوجکی از قدرتش است ،  قدرت حقیقی اش به او اجازه نابودی هر چیزی را میدهد حتی یک شهر  اما بقدری ادامه میدهد تا بمیرد او توانایی کنترل قدرت حقیقیش را ندارد ، تنها کسی که میتوانست قدرتش را کنترل کند دازای بود .

بر خلاف دعوا و فحاشی او و دازای ، او دازای را دوست دارد و بعنوان یک همکار به او اعتماد دارد .

کیوکا

کیوکا دختری بسیاز زیبا با دستانی خونین است . او در منصب قبلیش بعنوان قاتل مافیا ۳۵ نفر را کشت . کتابش شیطان برفی است که توانایی کشتن و نجات را به او میدهد . او آتسوشی را دوست دارد .

در حقیقت تواناییش را مادرش با کشتن خودش به او سپرد تا او زنده بماند .

طراحی :

طراحی سگ های ولگرد ادبی برای خودش حقیقتا انقلابی عظیم بود ! بجز سبک های معمول که بسیار پیرفت داده شده بودند ، از سبک no face  نیز استفاده شد . در این سبک فلسفی انیماتور در بسیاری از موقیت های خاص ضورت را طراحی نمیکند .

no face :

کاوایی :

 

موسیقی :

موسیقی بقدری بی نظیر بود که جای حرفی نمیزارد ، تمامی موسیقی ها اشاره به زندگی حقیقی اشخاص ( دیگر انسان نیستم را بخوانید ) اشاره دارد .

 

داستان و بک گراند :

تنها چیز قطعی در این باره این است که بک گراند بهتر از داستان بود .

 

شخصیت پردازی :

من دیگر انسان نیستم را بخوانید .

چرا  ؟ من دیگر انسان نیستم بخوانید .

 

من دیگر انسان نیستم .

چرا من دیگر انسان نیستم ؟ در انیمه قدرت دازای به اشتباه از انگلیسی بشر مخلوع یا مطرود ترجمه شده بود اما در اصل معنا این است : دیگر بشر نیستم .

No longer human = I am no longer human = قدرت دازای

اما آیا میدانید تمامی این اسامی : آتسوشی ، دازای ، فیودور ، اوگای موری ، رانپو ، کونیکیدا و تمامی اسامی دیگر از کجا آمده اند ؟ از نویسندگان معروف جهان من جمله ژاپن !

و تمامی قدرت ها : دیگر بشر نیستم ، ببر زیر ماه ، استنتاج نهایی ، مجازات و مکافات و جنگ و صلح و …. نام کتاب های معروف نویسندگان مختلف است .

 

حال سرگذشت برترین نویسندگان ژاپن و شخصیت ها :

 

اوسامو دازای (۱۹۰۹-۱۹۴۸) یکی از بهترین نویسندگان قرن بیستم ژاپن محسوب میشد. از محبوب ترین آثار وی میتوان به “خورشید در حال غروب” و “دیگر بشر نیستم ” اشاره کرد. خودکشی تم تکرار شونده ای در “دیگر انسان نیستم” و زندگی خود نویسنده بود، چنانچه چندین بار تلاش کرد زندگی خود را به اتمام برساند. او به همراه معشوقش خود را درون رودخانه ای غرق کرد.

 

ناکاجیما آتسوشی (۱۹۰۹-۱۹۴۲) شهرت خود را بیشتر از هر چیز مدیون “شعر ببر”، داستان کوتاهی در مجموعه “ماه بر فراز کوهستان ها” است. این داستان کارمند دولت جوانی را تعریف میکند که آرزو دارد شاعری مشهور شود. در حالیکه به دنبال رویای بلند پروازانه خود است دیوانه می شود و تبدیل به یک ببر می شود.

 

دوپو کونیکیدا (۱۸۷۱-۱۹۰۸) یکی از پیشتازان ناتورالیسم ژاپن بود. طی جنگ چین و ژاپن، او خود را خبرنگار جنگ حساب میکرد. اشعار وی در “اشعار دوپو” گردآوری شده اند.

 

جونیچیرو تانیزاکی (۱۸۸۶-۱۹۶۵) بدون شک یکی از محبوب ترین رمان نویسان ادبیات مدرن ژاپن است. کارهایش با فانتزی های شهوانی و تحریک آمیز شناخته می شود. “برف روشن” (یا سبک؟) تغییرات سریع ژاپن در قرن بیستم و تاثیراتش بر خانواده سنتی اشرافی ژاپن را به تصویر می کشد. اولین رمان موفقش، “نائومی”، در وصف علاقه ژاپنی ها به غرب و برخورد بین نسل جوان و پیر است.

 

رانپو ادوگاوا (۱۸۹۴-۱۹۶۵) یکی از مشهورترین نویسندگان ژانر معمایی در ژاپن است. او همواره داستان های معمایی غربی را می ستود و تاثیر به سزایی از سر آرتور کانن دویل گرفت. اکثر آثار وی از جمله رمان هایش حول کارگاهی باهوش اما عجیب و غریب به نام کوگورو آکچی است که به پلیس برای پرونده های سخت و پیچیده کمک میکند.

 

آکیکو یوسانو (۱۸۷۸-۱۹۴۲) همواره یکی از مشهور ترین و بحث برانگیز ترین  شاعران زن ژاپن باقی می ماند. از طریق شغلش، از حکومت به وضوح انتقاد میکرد و برای حقوق اجتماعی زنان میجنگید. “تو نباید بمیری” شعر به شدت بحث برانگیزی بود که برای برادران جوانش نوشت. بعدتر، این شعر تبدیل به یک آهنگ شد و از آن برای اعتراض به جنگ روسیه و ژاپن استفاده کردند .

 

کنجی میازاوا (۱۸۹۶-۱۹۳۳) کشاورز تعلیم دیده و استاد کشاورزی بود. او در ایواته به دنیا آمد، منطقه ای که شهروندان توکیا آنرا فقیر و روستایی میدانند. مشهور ترین شعر وی، “شکست ناپذیر توسط باران” پس از مرگش به شهرت رسید. در حالیکه دشواری های کشاورزی را شرح میدهد، بر فروتنی بی قید و بند تاکید میکند .

 

یوکیچی فوکوزاوا (۱۸۳۵-۱۹۰۱) به عنوان یکی از پایه گذاران ژاپن مدرن شناخته می شود. او مشتاقانه پشتیبان تحصیلات بود و متونی نوشت که به “مشوق یادگیری” مشهور است. در این متون گفته شده است که بهشت هیچکس را بالاتر یا پایین تر از کس دیگری نمی آفریند .

 

ریونسکه آکوتاگاوا  (۱۸۹۲-۱۹۲۷) نویسنده دوران تایشو بود و “پدر داستان کوتاه ژاپنی” محسوب میشود. اولین داستانش، “راشومون”، در قالب خدمتکاری که تازه اخراج شده است و با خود در جدال است که برای گذران زندگی دزدی بکند یا نه، ارزش زندگی انسان و اخلاقیات شخصی را برای بقا یافتن زیر سوال میبرد. درنهایت، او لباس های یک پیرزن را که موهای اجساد را می دزدید و با آنها کلاه گیس درست میکرد، با منطقی می دزدد: همه دزدی میکنند، چون راه دیگری برای نجات یافتن و بقا وجود ندارد.

 

ایچیو هیگوچی (۱۸۷۲-۱۸۹۶) یکی از اولین نویسندگان زن برجسته در دوران مدرن بود. داستان هایش بر گرفتاری و سختی های زندگی زنان نواحی فقیرنشین جنوب توکیو تمرکز میکند. او عاشق مشاور داستان هایش شر اما احساساتش همواره یک طرفه باقی ماند چرا که آن مرد او را خواهر کوچکتر خود تلقی میکرد. “شب سیزدهم” و “بازی کودک” از بهترین کارهای وی به شمار می روند. از سال ۲۰۰۴، تصویر او زینت بخش اسکناس های ۵۰۰۰ ینی شده است.

 

چویا ناکاهارا (۱۹۰۷-۱۹۳۷) به شاعری روی آورد چرا که به دنبال راهی برای دلگرمی خود پس از مرگ برادرش بود. او آزاد از هر گونه قیود و رسوم مینوشت، گاهی سبک های سنتی را دگرگون می کرد تا به ریتمی جدید برسد. او تنها یک گلچین ادبی بنام “آوازهای بز” منتشر کرد که شامل “اندوه تباه شده”، یکی از اشعارش است. تصویری از او با کلاه مردانه تصویری آشنا در کتاب های مدرسه ژاپنی است.

 

میچیزو تاچیهارا (۱۹۱۴-۱۹۳۹) معمار و شاعر ژاپنی بود که در تکاپو بود تعادلی بین فرم های سنتی و سبک مدرن بیابد. او نقاشی را از کودکی شروع کرد و یک کودک نابغه شمرده شد. شعرهایش “پاک”، “احساسی” و “خالص” توصیف می شود. او در سن ۲۴ سالگی مرد.

 

ریورو هیروتسو (۱۸۶۱-۱۹۲۸) ژانر رمان تراژیک را در ژاپن با انتشار “مارمولک سیاه” به وجود آورد. “کاملیای پژمرده” یکی از داستان های بی شماریست که وی در طی دوران کاری برجسته و طولانیش نوشت.

 

موتوجیرو کایجی (۱۹۰۱-۱۹۳۲) احتمالا شهرت خود را مدیون داستان کوتاه “لیمو” است، داستانی بسیار توصیف محور درباره چگونگی کار کردن تخیل. پایان داستان جالب توجه است: راوی لیمویی را روی قفسه کتابخانه ای در مغازه مازورن می گذارد و مغازه را ترک میکند، در حالیکه وانمود میکند که آن لیمو بمبی بوده است و انفجارها را در ذهن خود تصور میکند. پس از انتشار این داستان، مغازه مازورن در کیوتو، تا زمانی که در اکتبر ۲۰۰۵ بسته شد، تعداد بیشماری لیمو در قفسه های کتاب خود دریافت کرد.

 

کیوکا ایزومی (۱۸۷۳-۱۹۳۹) نام مستعار کیوتارو ایزومی است، نویسنده مرد ژاپنی که رمان، داستان های کوتاه و نمایشنامه کابوکی مینوشت. او خود را به کارآموزی اوزاکی کیویو در آورد، و کارهای خانه را در ازای نصیحت و نظر شخصی درباره کارهایش انجام میداد. “تالاب دیو” یکی از محبوب ترین نمایشنامه هایش است که همچنان اجرا میشود. این نمایشنامه داستان خدایی اژدهاپیکر است که به واسطه زنگ های ناقوس درون تالابی زندانی شده است تا روستاییان از سیل های آسیب زا در امان بمانند. زن جوانی بنام شیرایوکی بعنوان قربانی به اژدها داده می شود تا آنها را از خشکسالی نجات دهد.

 

اوگای موری (۱۸۶۲-۱۹۲۲) جراح ارتش در جنگ بین روسیه و ژاپن بود. او یادداشت های روزانه خود را به نحوی شاعرانه می نوشت و پس از جنگ در کمال صداقت نوشتن آنها را شروع کرد. “زندگی جنسی” رمانی اروتیک درباره بلوغ است. این رمان پیشرفت جنسی قهرمان داستان را در حین نشان دادن افول دوره میجی شرح می دهد. “دختر رقاص” داستان کوتاه عاشقانه ای درباره الیسه، دختر رقاص آلمانی، و یک دانشجوی بورس ژاپنی است که بین شغلش و عشقش برای الیسه دو پاره شده است.

About AmirArsalanMiri

I love snowy sky - my books is a foolish who is running away being foolish - I will accomplish Osammu Dazai ! only Wait and See

Check Also

انیمه bleach

   یکی ازانیمه ­های پر­طرفدار­، نه تنها­در سرزمین مادری که ساخته شده ، بلکه در­قاره …

پاسخ دهید

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A