Home / نقد / نقد انیمه / انیمه Saiyuuki Reload Blast

انیمه Saiyuuki Reload Blast

بعضی از انیمه ها اون قدر بر جلوگیری از کشتن آدم ها زیاده روی می کنند که توقع دارند مخاطبشون بتونه خیلی راحت با قلبی پاک و سرشار از آرامش و محبت یک قاتل متجاوز پلید را به راحتی ببخشه، از اون طرف انیمه هایی هستند که اون قدر آدم ها و موجودات شبیه به آدم را راحت می کشند که یادتون میره تا حالا چند نفر مردند. ژاپن هنوزم نتونسته تکلیف خودش را با خودش تو این قضیه روشن کنه…

حالا انیمه ی سایوکی نوع دوم این انیمه هاست یعنی یک دسته موجودات گوش دراز نیمه انسان هستند به اسم یوکایی (که شما را بیشتر یاد خلافکارها و اوباش می ندازند تا یوکایی) این موجودات تنها کارشون حمله کردن و کشتن و خوردن و دزدیدن اموال انسان هاست. چرا این کارو می کنند؟ چرا هیچ وقت سلاح گرم دستشون نمیگیرند؟ و چرا موجوداتی که شعور لباس پوشیدن و غذا درست کردن و زندگی اجتماعی دارند مثل آدم نمیرند کار کنند پول در بیارند و یه زندگی شرافتمندانه تشکیل بدند و این قدر عین احمق ها به جون آدمها نیوفتند؟؟؟

از اون طرف قهرمانان داستان ما با اسلحه هایی که هیچ ربطی به تیپشون نداره شبیه داستان فانتزی مشهور سفر به غرب در مسیر سفرشون به سمت هند و نجات جهان از بحرانی جدی، یوکایی ها را سلاخی می کنند خب یوکایی ها موجودات بدی هستند و دست از رفتارهای ضد اجتماعیشون بر نمی دارند و توبه نمی کنند و به آغوش جامعه هم بر نمی گردند و جز نابودی انسان ها و هرج و مرج چیز دیگه ای نمیخواند پس تنها راه نجات مرگ سریع اونهاست به همین خاطر تا دلتون بخواد تو این انیمه کوه کوه جنازه ی یوکایی به وجود میاد…در ادامه ی انیمه معلوم میشه یوکایی های بدبخت در دوران جنون آدم خواری به سر میبرند و نمیتونند مثل گذشته در کنار انسان ها با خوبی و خوشی زندگی کنند به همین خاطر میرسیم سر همون حرف اولمون که باید سریع کشته بشند…

حالا برای من سوال شده چرا اول انیمه خری که گاری را می کشید صدای اسب می داد؟؟؟ یا اینکه تو هند اگر مردمش با هم جمع بشند “تف کنند” سیل یوکایی و پدر و پدرش را با خودش میبره چه طوره که این قدر مردم هند مهجور و در بند و مخفی تو روستاهاشون زندگی می کنند؟ شاید اونجا اصلا هند نیست شاید شهر مرزیه و هزار شاید دیگه…

ولی اینجا به سوال دوم میرسم چرا یه اژدها باید تبدیل به جیپ میشه؟ چرا یه ماشین بهتر نه؟ یا اصلا چرا سوار اژدهای غولپیکر نریم این طرف و اون طرف؟ این سوالات را مانگاکا جواب میده بعدا برید از خودش بپرسید به منم بگید!

کار کردن برای رئیس زن بعضی وقت ها واقعا سخته نه اینکه بگم زن ها نمی تونند و جنس دوم و … از این جور حرف ها نمیدونم چه طور منظورم را برسونم گاهی اوقات سخت میشه دیگه راحت نیستی، نمی تونی درکش کنی، نمیدونی الان تو ذهنش چی میگذره و چی ازت میخواد… مثل وضعیت همین یوکایی ها میشه…

موسیقی ابتدایی و انتهایی انیمه خیلی جالبه ولی سکانس های مبارزه و پاشیده شدن خون به دوربین اصلا جالب کار نشده!!

این نوع تدفین خورده شدن توسط موجودات زنده خیلی وحشتناکه یعنی آدم را کرم و حشرات داخل قبر بخوره بهتره تا تو روز روشن تیکه تیکه بشه… قسمت های آخرش خیلی خنده داره…راستی کرکس ها وزنشون خیلی زیاده و با اون چنگال ها فقط موجودات نیمه انسان و یوکایی ها میتونند بزارند کرکس روی شونه هاشون بشینه پس سعی نکنید تو خونه این کارو امتحان کنید چون ممکنه چنگال های کرکس بره داخل کتفتون و به همین راحتی ها در نیاد…

این بچه گکو آدم نیست؟ پس چیه؟ خیلی قضیه جالب شد…تمام اعضای این گروه در یک دوره ی زمانی خاص مردان بزرگی اهل آسمان ها بودند الان شبیه خلافکارهای خسته به نظر میاند خیلی باحال اند(^___^)! ولی چرا این قدر روی سنشون حساس اند؟ مرد هرچی بزرگتر و پیرتر بهتر!!

شاید بشه گفت این داستان زندگی سه تا مرد بزرگه که در آسمان ها زندگی می کردند و به اتفاق تصمیم گرفتند پدر خوانده ی یه پسر بچه با قدرت های فوق العاده بشند و یه خانواده را تشکیل بدند. آخه این بچه خیلی دوست داشتنیه هرکسی دوست داره چنین موجود خندون و پر انرژی و بلبل زبونی را کنار خودش نگهداره!

گکو بدون حلقه ی روی سرش تبدیل به موجودی میشه که بی اراده آدم می کشه؟ سلاح مخفی ارتشه؟ چرا هر وقت قدرتهای پنهانی آشکار میشند قهرمان داستان اختیار عملشو از دست میده و چرا تو آهنگ ابتدایی گکو با کت و شلوار اون تاج طلایی روی سرش نیست؟

این فرمانده ی شبیه اژدها واقعا تنها آدم خوب اون سیستم فاسد بود. درحالی که چهره اش از آدم بودن فاصله گرفته بود.

این سه تا که مردند؟؟؟ صدها سال گذشت…دوباره سه تایی با هم برگشتند پیش بچه عجب رابطه ی عمیقی!!

همه ی راهب ها سیگاری اند؟ این اعتیاد با رهبانیت اصلا جور در نمیاد…

زن های این انیمه همه مردی هستن واسه ی خودشون…

اونی که داشت حفاظ دور روستا و مرکز فرماندهی را می شکست دقت کردید چی میگه؟ “درباره ی من فکر بد نکنید یا منو مقصر ندونید من چاره ای نداشتم” یعنی جون صدها نفر آدم را به خطر حتمی بندازی در حالی که تقصیر نداری و توقع داری درکت کنن؟ خیلی عجیبه؟ توقعات مردم…به خاطر یه دونه دخترش که دست آدمخوارهای دروغگو افتاده زندگی چند نفرو نابود کرد؟ مردم دیگه که دختر ندارند زندگی ندارند فقط این داره…

وقتی مادرت میخواد بمیری خیلی زود قبول می کنی که اگر بمیری برای همه و خودت بهتره…اما وقتی دیگران اینو میخواند اصلا حاضر نیستی زیر بار بری و بمیری خیلی عجیبه…این قدرت پذیرش حرف مادر رو میرسونه…

دقت کردم دیدم سه تا عضو گروه قهرمانان داستان ما یه جورایی یوکایی یا هم خانواده هاشون اند.خیلی خوبه که راحت به خاطر انسان ها هم نوعانشون را می کشند؟ نه؟

اگر ناخن های بلندی داشته باشید که سرش تیز باشه و دستتون را مشت کنید فکر می کنید چه اتفاقی می افته؟ ناخن هاتون فرو میره داخل دستتون و گوشت کفت دستتون سوراخ میشه حالا یوکایی ها چه طوری دستشون را مشت می کنن؟ شاید ناخن های انعطاف پذیر دارند؟

بین قسمت ۱۱ تا ۱۲ یه قسمت جا نموند؟ اینها داشتند تصمیم میگرفتند یه دفعه پریدند وسط میدون مبارزه بوجه ی تولید یک قسمت بیشتر انیمه ته کشیده بود؟

قسمت آخر غول مرحله ی آخر قهرمانان داستان انگار تازه تو سطح یک دارند مبارزه را شروع می کنن…این پسره گوجو واقعا مدل موهاش آدم رو یاد شاخک سوسک میندازه چه طوری همیشه همون طوری باقی می مونه؟ این از اسرار دنیای انیمه است.

آخر سر هم این انیمه به سر انجام نرسید بعد از اون همه مجموعه ی تلوزیونی هنوزم این بچه ها موفق نشدند کارشون را انجام بدند و برند سر زندگی خودشون…البته بعد از این همه مدت سفر و سرنوشتی که از سالهای دور به هم گره خورده اونها را برای همیشه پیش همدیگه نگه میداره! تا جهایی که چهارتا پیرمرد بشند و با هم بمیرند!!

About news

Check Also

انیمه bleach

   یکی ازانیمه ­های پر­طرفدار­، نه تنها­در سرزمین مادری که ساخته شده ، بلکه در­قاره …

پاسخ دهید

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A