Home / نقد / نقد انیمه / فصل اول انیمه ی Arslan Senki

فصل اول انیمه ی Arslan Senki

به این میگند واکنش های گام به گام عاطفی در هر مرحله از رخداد های مجموعه ی تلوزیونی

بزارید از همین الان بهتون بگم که من بدون هیچ گونه اطلاعات تاریخی از اوضاع ایران ۳۰۰ سال بعد از میلاد حضرت مسیح (ع) این انیمه را شروع کردم. پس نمیدونم آیا ساختمان های تاریخی در اون دوره و نوع لباس پوشیدن سربازها در اون دوره یعنی دوران قبل از اسلام تا این اندازه شبیه ساختمان ها و لباس های اعراب بوده؟؟؟ یا سرزمین ایران این قدر اون دوران خشک سالی بوده؟ یا این که تو ایران باستان که همه ی مجسمه ها و نقاشی های اون دوره مردانی با موهای بلند و ریش های بلند را به تصویر می کشیده چه طور قهرمانان این داستان اکثرا صورت هاشون از زن ها هم بی مو تره؟وسط جنگ و بدبختی خوب برای درست کردن همچین صورتهای تمیزی وقت دارند؟؟ یا اینکه ما ایرانیان از گذشته تا به امروز همیشه خدا پرست بوده و هستیم این چه داستانیه که دشمن هی به ما میگه کافر؟ کافر به چی؟ به خدای اونها که میگه بعد از جنگ برای انتقام برید؟ کجای دنیا بعد از جنگ برای انتقام بازم می جنگند اگر قرار بود این سیر ادامه پیدا کنه که انسانی روی کره ی زمین زنده نمی موند؟ تو جنگ نوقل و نبات که تقسیم نمی کنند اومدند یا بکشند یا کشته بشند برای آدم هایی که خودشون را برای چنین سرنوشتی آماده کردند که کسی انتقام نمی گیره؟؟؟

با این حال اگر به چشم یه داستان فانتزی بهش نگاه کنیم و فکر کنیم شاهزاده ارسلان چه قدر شبیه پهلوان اساطیری زان به نظر میاد اون وقت دیگه به این ریزه کاری های تاریخی توجه نمی کنیم. البته برای نژاد پرست ها و متعصبهایی مثل ما کار سختیه ما مردمی هستیم که هم ردیف بزرگان جهان و برای بهترینها زندگی می کنیم و نمیتونیم تحمل کنیم کسی بگه بالای چشمتون ابروئه…

از طرفی مگه فقط ایرانی ها برده داشتند؟ عرب ها چینی ها هندی ها یونانی ها هم برده داشتند هم بدترین و زننده ترین رفتارها را با برده هاشون می کردند حالا شاهزاده ی ما به خاطر اطلاعات ناقصی که از سیستم برده داری دریافت کرده باید مورد شماتت غیر مستقیم قرار بگیره؟

چه قدر وحشنناکه آدم مرگ مردمش را جلوی چشماش ببینه و کاری برای نجاتشون از دستش بر نیاد…اولین بار که تو جنگ آدم میکشی واقعا تجربه ی تکان دهنده ایه؟ وقتی شاهزاده را این قدر سوسول بار میارند همین میشه؟

بچه ترسیده داره پس می افته…یکی یه آب قندی وسط میدون جنگ بده دستش حالا بزارید چند ساعت بگذره بوی جنازه ها و خون بلند بشه اون وقت همش باید بالا بیاره…ولی اولشه دستش پر بشه اون وقت آدم کشی میشه مثل آب خوردن…

هیچی بدتر از خیانت نیست…خیانتکارهای کشور را باید غذای سگ کنیم.

همیشه میدونستم اسب های جنگی را باید طوری پرورش بدند که خودش یه پا سلاح جنگی باشه…”شب رنگ” اسم قشنگیه

بین فرمانده ها و پادشاه بین پادشاه و سربازها بعد از این همه جنگ و پیروزی نباید یه ذره حس اعتماد و وفاداری وجود داشته باشه؟ ایمان به این که پادشاه ما فرار نمی کنه بیایم عقب نشینی کنیم تا معلوم بشه اونجا چه خبره؟؟؟ شاید نقشه ی دشمن باشه؟ ما سالهاست داریم کنار هم میجنگیم تو این مه هم که معلوم نیست کی به کیه پس نمیشه راحت اطمینان کرد؟؟؟

ولی قتل عام زن ها و بچه ها کار درستی نیست این شیوه ی جنگ مردمانی نیست که اولین منشور حقوق بشر را نوشتند من که نمیخوام قبول کنم…

البته سربازهای دشمن هم همین کارو با مردم ما کردند پس فرقی با ما ندارند.

ملکه های ما این قدر…بودند و ما خبر نداشتیم؟ دم پادشاهانمون از داشتن چنین زن هایی گرم!!

ویژگی یه پادشاه خوب اینه که به حرف دانشمندان و نخبگان و دلسوزان کشورش گوش کنه پیروی کردن ازشون را ننگ و نشانه ی شکست ندونه!! شاهزده ارسلان ما این ویژگی خوبو داره و همین موضوع باعث میشه پیشرفت کنه و تو دل مخاطبینش بیشتر جا باز کنه! ولی برای عنوان شاهزاده ی ایرانی خیلی دخترونه است… نیست؟

راستی یه خدا پدر بیامرزی نمی تونه اون … سیبیلو بودان را که داره با چوب میزنه تو دهن فرمانده شاپور ما را با یه تیر بفرسته به جهنم؟ کم کم داره اعصابم خرد میشه…آه…خیلی ممنون که میتونید فرمانده شاپور را بزنید ولی تو دهن اون…نزدید…

ملکه چه دل خجسته ای داره؟ دشمن بیرون دروازه هاست، شوهر و پسر گم و گور شدند کشور داره سقوط می کنه… اون وقت خانم دارند از نوای موسیقی لذت میبرند اون حرفی که درباره ی زن های پادشاه زدم پس میگیرم …البته اگر نه شاهزاده ارسلان پسرش باشه و نه پادشاه فعلی شوهر محبوبش خب توقع دلسوزی و نگرانی نمیشه داشت.

پادشاه شکم دریده ی لوشتانیا هم اومد… احتمالا خداشون به پر کردن شکمهاشون از مال مردم زیاد تأکید می کنه وگرنه اینها نه درد انتقام خون بیگناهان را دارند نه درد بدبختی زندگی برده ها رو…

این خانم جوان کماندار جذاب فرنگیس دونو هم اومد(دونو را به فرنگیس چسبوندن فقط از ژاپنی ها برمیاد) هم که از دخترهای گل خوزستان “به به”(ترانه های اون ور آبی دختر بندر را مخصوص ایشون سرودند).

 کاملا اعتقادشو به لباس از دست داده و موجبات شادی و نشاط ما را فراهم آورده کم کردن لباس برای خانم ها میتونه مهارتهاشون را تو رشته های رزمی و جنگی بالا ببره؟ ولی این مکانیزم برای مردها صدق نمیکنه چون هرچه قدر پهلوان تر میشند ما را بیشتر از دیدن بدنشون محروم می کنند؟ و ما نمیفهمیم زیر اون همه لباس و زره و چه بدنی نهفته است خب اصلا هم برامون مهم نیست چون همین که خواهرها همه ی زحمت ها را به دوش می کشند کفایت می کنه…

این پسره گیو داره رو دیوار کی خاطره می نویسه؟؟؟

میگم اگر دوبلورهای ژاپنی این انیمه قبل از شروع دوبله کمی اسم های فارسی را با فارسی زبان ها تمرین می کردند خیلی خوب میشد لهجه اون قدر بده که اولش اصلا نمی فهمیدم بعضی اسم ها فارسی که الان هم کاربرد دارند داره استفاده میشه…

عجب سکانس های شمشیرزنی معرکه ای داشت دلم میخوام منم یه روز بتونم طوری شمشیر بزنم که از چکا چاک شمشیرم جرقه بزنه بیرون!!(*____*)!

رسیدن به کاشان عجب جای معرکه ای با عرض  سلام و خدا قوت خدمت همه ی بچه های گل کاشان(^_^)!

چلو کبابم سر سفره هست!! جای کوفته خالیه…

شاهزاده ارسلان چرا این قدر ساده است؟ جلوی سلطان کچل برده داران کاشان از آزادی همه ی برده ها حرف زدن یک حماقت پنهانی می طلبه…ولی نمک خوردن و نمکدون شکستن تو مرام ما نیست اصلا روز اول برای چی اومدند قصر این بدبخت که یه روز در امان باشند و بعد بزنند بکشنش برند؟ الان مثلا آدم جمع کردند؟؟ نمی دونم حتما اینم بخشی از استراتژی جنگیه؟!

آخه گیرم که برده آزاد شد…فکرم چیز خوبیه “کجا زندگی کنه” “کجا شغل بدست بیاره” “زن ها و بچه ها که نمیتونند کار کنند خصوصا تو اون دوره حالا که آزاد شدند چه طور شکمشون را سیر کنند و کجا بخواند؟” فقط آزاد بشند؟ فکر کردید چرا اسلام اومد همون روز اول برده داری را لغو نکرد؟ چون یه جمعیت عظیم از مردم بدبخت و بیکار و بی خونه می افتاد بیخ ریش حکومت اسلامی پس به تدریج و با تصحیح قوانین و سیاست های تشویقی ثواب آزاد کردن بندگان برده داری را تماما ریشه کن کرد که اینجا جای باز کردن این بحث نیست…

از طرفی  فکر می کنید دوره ی برده داری به پایان رسیده؟ تمام کارگردان و کارمندان این مملکت همه برده اند فقط اسمشون عوض شده آقا کسیه که برای خودش کار می کنه هر وقت بخواد میره هر وقت بخواد میاد کسی که مجبوره لباس خاص بپوشه مطابق قوانین رفتار کنه آخر سر یه پول بخور و نمیر بزارند تو دامش برده نیست؟ پس این قدر جو گیر برده آزاد کردن نشید هرکس تونست کار و خونه برای خودش پیدا کنه و پول آزادیش را دربیاره و بده چه بهتره بره ولی اگر نمیتونه کار می کنه و از حقوق شهروندی برخوردار میشه و زن و زندگی خودش را هم داره!! “مثل الان ما”

این یارو سیبیلو کچله بودان را آخرش یکی به طرز فجیهی بکشه روح ما را شاد کنه خوب میشه…

کی فکرشو میکرد ما دزدهای سرخ پوست داشته باشیم؟

داریون(اسمش شبیه داریوش نیست؟) وقتی احساس محافظتش فعال میشه خیلی قوی تر میشه چه باحال!

تیم طراح این انیمه واقعا به سختی افتادند به تصویر کشیدن هنر ایرانی همه جا کار راحتی نیست شدن فشار پرداختن به محیط اطراف باعث شده سوتی های جزئی تو بعضی قسمت های متحرک بدن کاراکترها بدند ولی چون کارشون تو بخش هنر ایرانی خوب بود امتیاز کامل میدم.

این قسمت نجات پادشاه منو یاد داستان های شاهنامه ی فردوسی و نجات پادشاه ایران توسط رستم انداخت. همیشه دلم میخواست رستم پادشاه ایران بود ولی حیف…

جنگ واقعا چیز بدیه خصوصا جنگ کلاسیک این همه آدم دارند کشته میشند سر دعوای احمقانه ی دو تا شاهزاده سر حکومت و عشق و حال سلطنت به مردم چی به بقیه میرسه نوکری و چاکری ارباب، بهتر نیست اون دونفر با هم مبارزه کنند همه از برنده پیروی کنند این قدر آدم نمیره؟؟؟

اِه…انگار به حرف گوش کردند؟؟؟ عجب شاهزاده ی بی کفایتی داریون ما بجنگه که باید پادشاهی رو بدید به اون؟!

بهادر کی میتونه باشه؟ این غول بیابونی بهادر؟؟؟ من یه طرز فکر خوبی درباره ی این اسم داشتم اما حالا تا این اسم را بشنوم یاد هیولا می افتم!! تو مبارزه با غولها نباید دفاع کرد باید سریع به نقاط حیاتی بدنش ضربه زد مثلا کورش کرد اون وقت خیلی راحت میشه…

من هنوزم نفهمیدم تو روز روشن چه طوری تو جنگ اشتباهی همدیگه رو نمی کشند چه برسه به شب تار بدون ماه؟؟؟

قصه گو میگه “دو کیلو متر فرسنگ” ای کاش یه نفر میرفت میگفت فرسنگ واحد مسافته دیگه نیازی به گفتن کیلومتر نبود(^_^)!

“یاشاسین” همون “زنده باد” خودمونه؟

واقعا یه دونه تیر هم به فرنگیس دونو نمیخوره اگر این طوریه بزارند زنها هم برند به میدون جنگ امنیتش ۱۰۰% تضمین شده است!حالا این قسمت آسیب های جسمانیش بود مثل این که از سایر آسیب ها هم در امان اند!!

“مرد مردان” لقب داریون بود؟ یا فامیلیش بود؟ هرچی بود خیلی خفن بود.

این طراحی هایی که آخر هر قسمت از انیمه از یک مانگاکای مشهور نشون میده واقعا باعث شده عشق و علاقه ی من به مانگاکاهای ژاپنی بچسبه به سقف، تا حالا ندیده بودم آخر یه انیمه از هر مانگاکا یک صفحه طراحی قرار گرفته باشه و از این همه لطف نسبت به مانگایی با درون مایه ی قصه ی ایرانی خیلی خوشحال شدم هیچ کشوری جزء ژاپن نمیتونست هنر نقش و نگارهای اسلیمی و فرش ها و ساختمان ها و ابنیه ی سنتی ما را این طور درخشان به کل مردم جهان کاملا مجانی معرفی کنه

 ” واقعا ازشون ممنون و سپاس گزارم “

 

About news

Check Also

انیمه bleach

   یکی ازانیمه ­های پر­طرفدار­، نه تنها­در سرزمین مادری که ساخته شده ، بلکه در­قاره …

۴ comments

  1. ابتدا نظرم رو در مورد برده داری بگم بعد برم سراغ انیمه. توجیه برده داری با این حرف که اگه برده ها آزاد شوند کاری پیدا نمی کنند و از گرسنگی و بدبختی میمیرند و یا مقایسه کردن شیوه برده داری با کارمند و کارگرای امروز توجیهی بچه گانه و خنده دار هست به عنوان یه مثال تاریخی از برده داری در آمریکا مثال میزنم که تعداد سیاهانی که در مزارع جنوب آمریکا به عنوان برده به بی¬گاری گرفته میشدن هم رقم کمی نبود و باید این رو در نظر داشت که بعد از آزادی برده ها، مشاغل و کارهایی که انها انجام می دادند به قوت خود باقی بوده (کار در مزارع و باغ ها و کشت و برداشت محصول، کارهای داخلی خانه، آشپزی، نگهداری از بچه ها، باربری و ….) تنها با این تفاوت که بعد از آزادی برده ها کارفرما ها مجبور بودند سر کیسه و شل کنند و در برابر کار انجام شده به افراد حقوق و دستمزد بدن پس کسی بیکار نمی موند. درادامه باید بگم که به هیچ عنوان نمی شه شیوه کارمندی و کارگری امروزی با برده داری قدیم مقایسه کنیم کارمندان و کارگران امروز این ازادی رو دارند که شغلشون رو خودشون انتخاب کنند و هر وقت که خواستند دیگه به اون کار ادامه ندهند یا شغل خود رو عوض کنند، ساعت های کاری مشخص هست و مزایایی مثل بیمه، بازنشستگی و مرخصی وجود داره و البته روزهای تعطیل در حالی که برده ها از هر سن و جنسیتی بنا به خواست ارباب های خود مجبور بودند کار کنند بدون تعطیلی یا چیز دیگه ای و با کوچکترین اشتباه به شدت تنبیه می شدند. مواردی مثل سوءاستفاده جنسی، جدا کردن خوانواده ها از هم، فروش فرزندان و جدا کردنشون از مادر و پدرها هم از سانمونه¬های ظلم هایی است که اربابها نسبت به برده ها انجام میدادند یا راه انداختن مسابقاتی به شیوه گلادیاتورهای روم باستان که دوتا برده بیچاره باید تا سدحد مرگ با هم مبارزه می کردند بدون اینکه پول یا افتخاری براشون داشته و فقط اسباب شرط بندی و لذت ارباب ها بودند.
    در مورد خود انیمه هم باید بگم که انیمه هیچ ادعایی در مورد تاریخی بودن نداره و تنها در جغرافیای ایران رخ میده و با توجه به تخیلی، فانتزی و حماسی بودن داستان دست نویسنده و کارگردان کاملا باز هست که هر طور که دوست دارند شخصیت های خود رو طراحی کنند و خرده ای نمی توان گرفت که چرا شخصیت ها شبیه ایرانیان باستان نیستند یا از نظر سر و شکل و داستان با تاریخ سندیتی ندارند مشابه همین مورد انیمه یونای سپیده دم رو داریم که در جغرافیایی شبیه کشور چین رخ میده یا انیمه خدمتکار سیاه که در لندن دوران ویکتوریایی داستانش میگذره و نویسنده از ویژگی های بارز این دوره ها استفاده کرده تا داستان خود رو تعریف کنه و تنها شخصیت های خلق شده خود رو در بستر اون دوره یا جغرافیا قرار داده بدون اینکه حتما نیازی باشه تا همه جزئیات رو مد نظر قرار بده در اخر هم باید بگم که چهره و قیافه تر و تمیز شخصیت ها و استفاده از رنگ های مختلف و مدلهای متفاوت مو و لباس از ویژگی انیمه های ژاپنی است و این مورد حتی در انیمه های با سبک تاریخ خود ژاپن هم کاملا دیده می شه.

    • واووو(*O*)~~
      کفم برید…
      عجب نظر کاملی بود… خیلی حال کردم، واقعا همه ی چیزهایی که نوشته بودم را با دقت خونده بودید؟ چه قدر خوبید شما!!
      واقعا ممنونم ❤
      الان خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم میخوام زودتر از انیمه ی بعدی که دیدم بنویسم(^___^)!!
      بازم نظر بدید باشه!!

      • ممنون از اینکه نظرم رو خواندین و باید بگم که ای کاش قسمت نظرات سایت بیشتر فعال بود و دوستان هر کدوم نظر خودشون رو حتی در حد یک خط یا چند جمله کوتاه بیان می کردند چون وقتی در زیر یک عنوان نظرات مختلفی گذاشته میشه یعنی اون کار دیده شده و از آنجایی که هر سَری یه فکری داره خیلی از نکات یه اثر این طوری مشخص میشه که ممکنه مثلا در نگاه اول بهش توجه نشده باشه.

پاسخ دهید

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A