Home / داستان نویسی / قصر متروکه قسمت ۲

قصر متروکه قسمت ۲

قسمت۲:

با صدای قیژ مانندی باز شد.
وارد شدم داخل قصر خیلی وضعیت بهتری نصبت به بیرونش داشت.
کاناپه ی نو قرمز رنگ پرده های نو قرمز که توی باد تکون میخوردن.
پاکت قرمز تمیز جای رد پاهای گلیم بعده چند ثانیه پاک شد. با چشمای گرد به جای رد پاهام نگاه کردم.به حق چیزای ندیده
به کسی که در رو باز کرده نگاه کردم در این ناباوری دیدم کسی نیست.
آب دهنم قورت دادم.در با صدای بلندی بسته شد.
به تابلوی نقاشی رو به روم نگاه کردم .
Wooow
انگار واقیه حس کردم صورت کسی که نقاشی شده بود پوزخند زد.
یه مرد با لباس های اشرافی
موهای مشکی سفید چشمانی به تاریکی شب.
صورت کشیده.
اگر انسان بود میگفتم۵۰سالشه اما مطمئنا انسان نبود.
سمت راه پله رفتم.
راه پله میرفت بالا بعد دو تیکه میشد یکی میرفت راه روی سمت راست یکی میرفت راه روی سمت چپ.
از پله ها بالا رفتم نگاهم به تابلوی خون اشام وسط دو راه پله بود.
پله ها که تمام شد فاصلم رو تا تابلو کم کردم اون تابلو منو به خودش جادو میکرد.
با صدای قیژ قیژ باز شدن در چیزی به خودم اومدم.
چشم از چشمان اون مرد برداشتم و به پایین تابلو نگاه کردم.
(نقاشی گاونر بلک)

 

 

About Kelashinkof

Check Also

انسان

بسم الله الرحمن الرحیم     نام داستان :انسان      ژانر :کوتاه     …

پاسخ دهید

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A